تاریخ انتشار : جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۶
کد خبر : 1506

«ابتکار پکن» معماری نوین صلح در تنگه هرمز

«ابتکار پکن» معماری نوین صلح در تنگه هرمز
تنگه هرمز این روزها نه تنها جغرافیای پیوند خلیج فارس به دریای عمان، بلکه کانونِ اصلی نبردِ اراده‌ها میان مدل‌های امنیتی متفاوت است.

از یک سو، رویکردی که «امنیت» را از طریق لشکرکشی و عبور از خطوط قرمز حاکمیتی تعریف می‌کند (مانند طرح جنجالی اخیر در شورای امنیت برای استفاده از زور) و از سوی دیگر، مدلی که چین و متحدان منطقه‌ای‌اش تحت عنوان «ابتکارهای صلح» پیش می‌برند.

پیشنهاد چهار ماده‌ای چین برای خاورمیانه، که بر محورهایی چون «احترام متقابل»، «عدالت و انصاف»، «عدم اشاعه» و به‌ویژه «ایجاد یک معماری امنیتی منطقه‌ای مشترک» استوار است، رویکردی متفاوت از مدل‌های امنیتی غربی (که عمدتاً مبتنی بر ائتلاف‌های نظامی علیه یک طرف خاص هستند) ارائه می‌دهد.

برخلاف دکترین‌های غربی که امنیت را در گروِ تضعیف یکی از بازیگران اصلی (ایران) می‌بینند، پکن معتقد است تنگه هرمز تنها زمانی امن خواهد بود که امنیت آن «بومی» باشد. در این طرح، ایران به عنوان ناظر و مجریِ اصلی این شاهراه به رسمیت شناخته می‌شود. هدف، ایجاد نظمی است که در آن امنیت کشتیرانی نه علیه ایران، بلکه با تضمین حقوق قانونی و حاکمیتی ایران تأمین گردد.

در شرایطی که تنش‌های نظامی (مانند رخدادهای آغازین سال ۱۴۰۵) به اوج خود رسیده، ابتکار مشترک پکن و اسلام‌آباد بر «توقف فوری خصومت‌ها» تأکید دارد. این طرح با پیشنهاد بازگشایی فوری مسیرهای تجاری و تضمین ایمنی خدمه کشتی‌ها، به دنبال آن است که با ایجاد «اعتماد متقابل»، سیاست را از گروگانِ بن‌بست‌های نظامی خارج کند. این ابتکار نشان می‌دهد که میانجی‌گری فعال می‌تواند جایگزینِ سیاستِ «اعمال فشار» شده و از تبدیل شدن یک جرقه به نبردی فراگیر جلوگیری کند.

به نظر می رسد نقش چین در بن‌بست‌های فعلی تنگه هرمز، عبور از یک خریدارِ انرژی به یک «شریک توسعه‌ای» است. پکن با گره زدن امنیت تنگه به اقتصاد جهانی و پروژه‌هایی نظیر «یک کمربند-یک جاده»، هزینه‌های بسته شدن این آبراه را برای تمامی بازیگران بالا برده است. در واقع، چین با سرمایه‌گذاری در بنادر سوق‌الجیشی، به دنبال «غیرامنیتی‌سازی» فضا و جایگزینی «منطق بازار» با «منطق جنگ» است.

در حالی که برخی قدرت‌ها به دنبال تشکیل بلوک‌های نظامی برای گشودنِ اجباریِ تنگه هستند، چین با استفاده از حق وتو در شورای امنیت (در برابر طرح‌های استفاده از زور) و ترجیحِ گفتگو، نقش «نگهبان صلح» را ایفا می‌کند. این انتخاب از آن رو اهمیت دارد که پکن به خوبی می‌داند صلح پایدار در تنگه هرمز از مسیرِ ائتلاف‌هایِ نظامی نمی‌گذرد، بلکه نتیجه‌ی به رسمیت شناختن منافع همه‌ی ذی‌نفعان در یک ساختار چندجانبه است.

در صورت تهدید به بستن تنگه، چین تنها قدرتی است که هم در تهران و هم در پایتخت‌های عربی نفوذ اقتصادی دارد. پکن می‌تواند با ارائه مشوق‌های توسعه‌ای و تضمین خرید بلندمدت انرژی، طرفین را متقاعد کند که همکاری اقتصادی در قالب «یک کمربند-یک جاده» سودمندتر از تقابل نظامی است. ابتکار چین، در واقع تلاشی برای «غیردوقطبی کردن»* امنیت در تنگه هرمز است. پکن می‌خواهد این آبراه را از یک «میدان مین سیاسی» به یک «بزرگراه اقتصادی» تبدیل کند که در آن، صلح نه از راه اسلحه، بلکه از طریق نیاز متقابل کشورها به تجارت و توسعه تأمین شود.

بزرگترین مانع در برابر این معماری، مقاومت ایالات متحده است که ایجاد یک نظم امنیتی «چینی-منطقه‌ای» را به معنای پایان هژمونی خود بر انرژی جهان می‌داند. بنابراین، موفقیت این طرح بستگی به میزان تمایل کشورهای عربی منطقه برای فاصله گرفتن از چتر امنیتی واشینگتن و اعتماد به رویکرد چندجانبه‌گرای پکن دارد.

داستان امروزِ تنگه هرمز، تکرارِ تاریخِ حماسی ماست؛ همان‌جا که «یادگار دلیران شاهنامه» از هویت خود دفاع می‌کنند. با این تفاوت که امروز، دیپلماسیِ هوشمندانه و ائتلاف‌سازی با قدرت‌های نوظهور همچون چین، می‌تواند تضمین کند که این آبراه، همچنان رگ حیاتیِ شکوه ایران و ثبات جهان باقی بماند. صلح در هرمز، نه با ناوهای هواپیمابر، بلکه با احترام به «معماری مشترک امنیتی» و «توسعه‌ی متقابل» محقق خواهد شد.

دکتر شاهرخ رضائی‌فر، استاد دانشگاه، دکتری مدیریت توسعه و رئیس شورای همبستگی اقوام ایران.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.