بازگشت به مسیر توسعه نظامی در ژاپن

ج ۹
به گزارش رویداد روز، یک افسر فعال نیروهای ارتش ژاپن با چاقو وارد سفارت چین در توکیو شد و تهدید به خشونت کرد؛
یک ناوشکن ژاپنی در سالگرد امضای پیمان شیمونوسکی و 131 سال پس از آن، از تنگه تایوان عبور کرد؛
دولت ژاپن محدودیتهای صادرات سلاح را به شکلی چشمگیر کاهش داد و صادرات تسلیحات جمعی را مجاز اعلام کرد؛
سانائه تاکایچی، نخستوزیر نیز برای دو روز پیاپی اقلام آیینی و کمکهای مالی به معبد یاسوکونی تقدیم کرد.
همزمان، ژاپن در حال تسریع بازسازی ساختاری نیروهای دفاع از خود (ارتش)، استقرار موشکهای تهاجمی دوربرد و مشارکت رسمی در رزمایشهای نظامی مشترک سالانه است که برای نخستینبار با حضور ایالات متحده و فیلیپین برگزار میشود.
در کنار هم قرار گرفتن این تحولات، تصویری شکل میدهد که ابعاد «نظامیگری نوین» را آشکار میسازد. دولت تاکایچی بهصورت مرحلهبهمرحله تلاش دارد از طریق آمادهسازی ایدئولوژیک، تغییرات سیاسی، هدایت افکار عمومی و ایجاد شرایط خارجی، چارچوب صلح پس از جنگ با چین و مسیر توسعه صلحآمیز ژاپن را تغییر دهد؛ مسیری که در نهایت میتواند نظم بینالمللی پس از جنگ را که ژاپن نیز بخشی از آن بوده، تحت تأثیر قرار دهد. شواهد نشان میدهد «نظامیگرین نوین» در ژاپن دیگر صرفاً یک هشدار نیست، بلکه به یک نگرانی جدی برای چین تبدیل شده است.
این تغییر در مجموعهای از اقدامات مشخص دیده میشود. نخست، کاهش گسترده کنترل بر صادرات سلاح است. دولت ژاپن محدودیتی را که صادرات را به پنج دسته غیرکشنده محدود میکرد، لغو کرده و امکان صادرات سلاح به کشورهای درگیر در مناقشات را فراهم کرده است.
این روند خطر تبدیل شدن ژاپن به بازیگری تأثیرگذار در گسترش درگیریهای بینالمللی را افزایش میدهد. در گام بعد، ژاپن به دنبال ایجاد نهادی مشابه «نسخه ژاپنی سیا» است و همزمان اصلاحاتی در «سه سند امنیتی» خود انجام میدهد. در حالی که «قانون اساسی صلحطلب» هنوز بهصورت رسمی وجود دارد، اما محتوای آن بهتدریج تضعیف شده است. ژاپن از وضعیت «ناتوانی در جنگ» به سمت «توانمندی نظامی» و از سیاست صرفاً دفاعی به سمت امکان «حمله پیشگیرانه» حرکت میکند.
در همین حال، ژاپن راهبردی منسجم را در سطح ژئوپلیتیکی و نظم بینالمللی دنبال میکند. هدف آن دیگر فقط تنظیم سیاستهای دفاعی نیست، بلکه تغییر ساختار امنیتی پس از جنگ در شرق آسیا است.
این کشور دیگر به نقش همراه ایالات متحده بسنده نمیکند و در پی ایفای نقشی فعالتر است. در موضوع تایوان، سانائه تاکایچی آشکارا «احتمال بحران در تایوان» را به «تهدیدی برای بقای ژاپن» پیوند داده و زمینهای برای توجیه مداخله نظامی در تنگه تایوان ایجاد کرده است. در دریای چین جنوبی نیز ژاپن با گسترش همکاریهای دفاعی با کشورهای منطقه، بهطور عملی روند نظامیسازی «زنجیره نخست جزایر» را تقویت میکند.
در سطح جهانی، ژاپن از گسترش ناتو به سوی شرق حمایت میکند و تلاش دارد الگوهای بلوکی را به منطقه آسیا-اقیانوسیه منتقل کند. همزمان در داخل، روند شکلگیری یک «مجتمع نظامی-صنعتی» جدید در حال تسریع است که دولت، ارتش و سرمایه را در کنار هم قرار میدهد؛ ساختاری که شباهتهایی با الگوی پیش از جنگ دارد.
ژاپن در پی چه هدفی است؟ از بازنگری ایدئولوژیک تا تغییرات قانونی و تحرکات ژئوپلیتیکی، این عناصر بههم پیوسته و یکدیگر را تقویت میکنند. بازسازی ایدئولوژیک، زمینه روانی تغییرات قانونی را فراهم میکند؛ تحولات نهادی، شرایط را برای اقدامات راهبردی مهیا میسازد؛ و تنشهای ایجادشده نیز دوباره به تقویت روایتهای ایدئولوژیک کمک میکند.
این روند یک چرخه بسته و هدفمند را شکل میدهد. مجموعه اقدامات دولت تاکایچی نشان میدهد که هدف، کنار گذاشتن محدودیتهای پس از جنگ جهانی دوم و حرکت به سوی تبدیل شدن به یک قدرت نظامی بزرگ است که توان استفاده از نیروی نظامی در خارج از مرزها را داشته باشد.
طی دهه 1930 نیز ساختار نظامی ژاپن با برجسته ساختن «تهدیدهای خارجی»، تحریک ملیگرایی و کنترل دستگاه حکومتی، کشور را به سمت جنگ سوق داد.
امروز، هرچند جریانهای راستگرای ژاپن ظاهری متفاوت دارند، اما منطق اصلی آنها تغییر چندانی نکرده است.
برچسب ها :رویداد روز، چین، ژاپن
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0