گزینه محاصره تنگه هرمز؛ قمار ناامیدانه آمریکا با مخاطرات بالا

این اقدام که از درخواست «باز کردن» این آبراه استراتژیک توسط ایران به اعلام «بستن» آن توسط آمریکا تغییر یافته است، سوالات مهمی را در مورد انگیزههای اساسی، زمانبندی و پیامدهای احتمالی آن مطرح میکند. یک تحلیل نشان میدهد که اگرچه واشنگتن ممکن است این را به عنوان یک «راه حل سریع» قوی ببیند، اما قماری پرخطر است که ممکن است در دستیابی به اهداف مورد نظر خود شکست بخورد و میتواند بازارهای جهانی انرژی را بیشتر بیثبات کند.
اهداف دوگانه پشت «کارت محاصره»
بیانیه ترامپ با هدف دستیابی به دو هدف استراتژیک اصلی است. اول، این یک تلاش مستقیم برای به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز از ایران است. ایالات متحده با وعده رهگیری کشتیها و جلوگیری از عبور امن کسانی که به زعم آن «عوارض غیرقانونی» به ایران پرداخت میکنند، به دنبال از بین بردن نفوذ تهران بر این گلوگاه دریایی حیاتی است.
ادعای همزمان، هرچند مورد مناقشه، مبنی بر پاکسازی مینهای ایران بخشی از این بازی قدرت است. منطق این امر هم یک تصور اشتباه است: ترامپ تصور می کند محاصره، فعالیت دریایی ایران را سرکوب میسازد و شرایطی را برای پاکسازی مین و تثبیت نظامی ایالات متحده ایجاد میکند که به نوبه خود کنترل ایران را تضعیف میکند و راه را برای نظم دریایی تحت سلطه ایالات متحده در منطقه در آینده هموار میکند.
هدف دوم و عمیقتر، اعمال یک فشار اقتصادی جامع بر ایران است. ایالات متحده با مسدود کردن تمام ترافیک دریایی به بنادر ایران و از بنادر ایران، قصد دارد شریان حیاتی صادرات نفت ایران را قطع کند. علیرغم تحریمهای قبلی، دادهها نشان میدهد که صادرات نفت خام ایران اخیراً انعطافپذیری نشان داده است.
محاصره کامل دریایی شدیدترین اقدامی است که تاکنون برای قطع این درآمد انجام شده است. علاوه بر این، این امر جریان کالاهای اساسی به ایران را مختل میکند، فشار اقتصادی را تشدید میکند و برخی از تحلیلگران آمریکایی به این باور غلط رسیده اند که ظرفیت عملیاتی بلندمدت آن را فلج میکند. این تاکتیک، منعکسکننده کمپین فشاری است که قبلاً علیه ونزوئلا به کار گرفته شده بود.
چرا باید این کارت را الان بازی کرد؟
مشاوران ترامپ به مجموعهای از عوامل اشاره میکنند که باعث میشود «کارت محاصره» در این برهه برای دولت ترامپ جذابتر به نظر برسد.
از نظر نظامی، هزینه درک شده کاهش یافته است. پس از بیش از یک ماه درگیری، ارزیابیهای غلط ایالات متحده نشان میدهد که تواناییهای دریایی ایران تضعیف شده و به طور بالقوه مقاومت فوری در برابر محاصره را کاهش میدهد. از نظر داخلی، این گزینه به عنوان گزینهای مطلوبتر دیده میشود. در مقایسه با هزینه سیاسی و انسانی یک حمله زمینی تمام عیار – که خطر ایجاد یک باتلاق را به همراه دارد – محاصره دریایی در واشنگتن به عنوان جایگزینی کمخطرتر و کمهزینهتر برای افزایش فشار تلقی میشود.
شاید از همه مهمتر، محاسبات پیرامون بازارهای انرژی ممکن است تغییر کرده باشد. در ابتدا، کاخ سفید بیم آن داشت که مسدود کردن تنگه باعث افزایش فاجعهبار قیمت جهانی نفت شود و به اقتصاد ایالات متحده و جهان آسیب برساند. اکنون، با افزایش قیمتها، این عامل بازدارنده بعقیده دولت تزامپ ممکن است ضعیف شده باشد.
نکته قابل توجه این است که رئیس جمهور ایالات متحده همزمان از صادرات نفت بیسابقه کشورش تمجید کرده که نشان دهنده انگیزه بالقوه، هرچند بدبینانه، برای بهرهبرداری از این بحران است. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که این امر میتواند با تشدید تورم داخلی نتیجه معکوس داشته باشد.
قماری که بعید است نتیجه بدهد
در مجموع، تلاش آمریکا برای خروج از بنبست از طریق مسدود کردن تنگه هرمز، بیش از آنکه یک راهحل باشد، به یک قمار پرریسک سیاسی و نظامی شباهت دارد. این اقدام نه تنها بعید است بتواند ایران را در کوتاهمدت وادار به عقبنشینی کند، بلکه ممکن است زنجیرهای از واکنشهای غیرقابل پیشبینی را به دنبال داشته باشد؛ از تشدید تنشهای منطقهای گرفته تا بیثباتی شدید در بازار جهانی انرژی که در نهایت هزینه سنگینی برای آمریکا به همراه خواهد داشت. در عمل، این «راهحل سریع» بیش از هر چیز میتواند به ثبات منطقهای و سلامت اقتصاد جهانی آسیب بزند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0