بررسی علمی پدیده هراسزدگی (پنیک)؛
وقتی سیستم هشدار بدن دچار خطا میشود

●جناب سرهنگ، چرا معاونت اجتماعی و فرهنگی کلانتری، به موضوعی مانند حمله پنیک میپردازد؟
سلامت نظم و امنیت جامعه، مستقیما با سلامت روان شهروندان گره خورده است. بسیاری از تماسها یا مراجعاتی که ما در کلانتری داریم، ریشه در اضطرابهای کنترلنشده یا سوتفاهمهای مربوط به وضعیت جسمانی افراد دارد. اگر شهروندان بدانند که بسیاری از این ترسها، علائم یک بیماری قابلدرمان است، نه یک بحران وجودی یا خطر مرگ، آرامش بیشتری در سطح محلهها و خانوادهها برقرار میشود.
●برای شروع، تعریف دقیق و سادهای از حمله پنیک دارید؟
بسیار ساده بگویم: حمله پنیک، خطای محاسباتی سیستم هشدار بدن است. بدن ما برای بقا طراحی شده است. وقتی در طبیعت با یک خطر واقعی (مثل یک حیوان درنده) روبرو میشوید، مغز بلافاصله سیستم جنگ یا گریز را فعال میکند. ضربان قلب بالا میرود، نفسها سریع میشود و عضلات آماده فرار میشوند. این یک واکنش حیاتی و هوشمندانه است. اما حمله پنیک، یعنی فعال شدن همین سیستم حیاتی، در شرایطی که اصلا خطری وجود ندارد. در واقع، بدن شما در یک موقعیت کاملا امن، فریاد میزند: خطر! فرار کن!
●این چرخه چگونه شکل میگیرد؟ آیا میتوان آن را با یک مثال ملموس توضیح داد؟
فرض کنید فردی روزهای پرکاری را سپری کرده، خوابش به هم ریخته، کافئین زیادی مصرف کرده و بهشدت نگران وضعیت سلامتیاش است. یک روز در حال استراحت، متوجه میشود قلبش کمی تندتر میزند. حالا ذهن مضطرب او وارد عمل میشود: نکند سکته کنم؟ همین فکر، ترس میآورد. ترس، آدرنالین آزاد میکند. آدرنالین، ضربان قلب را باز هم بالاتر میبرد، تنفس تندتر میشود و سرگیجه به سراغش میآید. این علائم جسمی، ذهن را بیشتر میترساند و فرد با خود میگوید: اوضاع دارد بدتر میشود، دارم میمیرم! این یک چرخه معیوب خودتغذیه است که تا به اوج نرسد، فروکش نمیکند.
آیا میتوانیم بگوییم عوامل خاصی این وضعیت را تشدید میکنند؟
قطعا. سبک زندگی مدرن و فشارهای شهری، موتور محرک این حملات هستند. استرسهای طولانیمدت، بیخوابیهای مزمن، مصرف بیرویه مواد محرک مثل قهوه و انرژیزاها، یا سابقه خانوادگی در اختلالات اضطرابی، همگی مانند ریختن بنزین روی آتش هستند. حتی اضطراب داشتن اضطراب یعنی اینکه فرد مدام منتظر باشد که حمله دوباره رخ دهد، خودش بزرگترین محرک است.
●بسیاری از مردم تصور میکنند که حمله پنیک باید حتما دلیل واضحی داشته باشد، درست است؟
این یکی از بزرگترین سوتفاهمهاست. خیلی وقتها افراد در آرامترین حالت ممکن، مثلا هنگام تماشای تلویزیون، رانندگی یا حتی در خواب، دچار این حملات میشوند. این غیرقابلپیشبینی بودن، ترسناک است چون فرد تصور میکند بدنش بدون اجازه او از کنترل خارج شده است. اما از نگاه علمی، آن سیستم اعلام حریق بدن، آنقدر حساس شده که حتی با یک نسیم ملایم هم آژیر میکشد. آتش واقعی وجود ندارد، اما آژیر داخل ذهن، کاملا واقعی و گوشخراش است.
●در پایان، پیام شما به شهروندانی که شاید درگیر این موضوع هستند چیست؟
پیام من امید است. این چرخه، هرچقدر هم که ترسناک و واقعی به نظر برسد، قابل شکستن است. اولا آگاه باشید که این فقط یک واکنش فیزیولوژیک اشتباه است و شما در حال مرگ نیستید. ثانیا، به دنبال کمک حرفهای باشید. درمانهای شناختی-رفتاری، در کنار آموزش و در صورت لزوم دارودرمانی توسط متخصص، معجزه میکنند. بسیاری از افراد پس از گذراندن این دورههای آموزشی، یاد میگیرند که چطور بدون نیاز به واکنش، اجازه دهند این موج اضطراب بیاید و بدون آنکه آسیبی بزند، عبور کند. نگران نباشید، شما تنها نیستید.
برچسب ها :رویداد روز، هراسزدگی، حمیده عبدالهی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0