فراتر از هیجانهای مقطعی؛
بازتعریف «وحدت» برای صیانت از امنیت و عدالت اجتماعی

به گزارش رویداد روز، ادامه داد: تجربههای اجتماعی و تاریخی نشان میدهد که در دورههای بحران، جنگ یا تهدیدهای گسترده، جوامعی موفقتر عمل میکنند که میان «اختلاف نظر» و «تفرقهافکنی» مرز روشن بگذارند، زیرا اختلاف نظر در یک جامعه زنده نهتنها طبیعی بلکه ضروری است، اما تفرقهافکنی آگاهانه و سازمانیافته، بهویژه زمانی که امنیت و انسجام ملی را هدف میگیرد، میتواند به فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و گسترش بیثباتی منجر شود.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در چنین شرایطی، آنچه باید محور کنش جمعی قرار گیرد، تقویت عقلانیت جمعی، افزایش اعتماد اجتماعی، شفافیت در اطلاعرسانی و پرهیز از دوگانهسازیهای کاذب است؛ چرا که جامعهای که در آن هر صدای منتقدی بهسرعت در جایگاه دشمن تعریف شود، بهتدریج توان اصلاح درونی خود را از دست میدهد و به سوی انسداد اجتماعی حرکت میکند. وحدت ملی، اگر درست فهم شود، به معنای حذف تکثر نیست، بلکه به معنای همراستا شدن گروههای مختلف اجتماعی حول منافع عمومی، حفظ تمامیت سرزمینی، دفاع از کرامت انسانی و مراقبت از آینده مشترک است؛ و درست به همین دلیل، برخورد با تفرقهافکنان باید در چارچوب قانون، با قاطعیت نهادی و بدون هیجانزدگی انجام گیرد، اما در عین حال نباید بهانهای برای خاموش کردن نقد دلسوزانه و مسئولانه شود.
او افزود: تجربههای جهانی و یافتههای پژوهشی نیز نشان میدهد که در بحرانها، «اعتماد اجتماعی» و «اعتماد سیاسی» لزوما هممسیر نیستند؛ ممکن است مردم در برابر یک خطر مشترک، برای مدتی حس همدلی بیشتری پیدا کنند، اما اگر عملکرد نهادها شفاف، پاسخگو و عادلانه نباشد، همین همدلی بهتدریج جای خود را به سرخوردگی میدهد. به همین دلیل، وحدت پایدار نه با شعار، بلکه با عدالت، صداقت، مشارکت و احساس برابری ساخته میشود.
دکتر سجاد بهرامی خاطرنشان کرد: در بسیاری از مطالعات اجتماعی آمده است که جنگ و بحران، اگرچه گاهی همکاری را در سطح محلی افزایش میدهد، اما این همکاری ممکن است محدود به «خودیها» بماند و به وحدت ملی واقعی تبدیل نشود؛ از همین رو، اگر جامعهای بخواهد از دل بحران سربلند بیرون بیاید، باید از همان ابتدا مراقب باشد که همبستگی را به نفرت از دیگری تبدیل نکند.
وی ادامه داد: در فضای مجازی، رسانهها و حتی گفتار برخی چهرههای شناختهشده، گاهی نوعی زبان مبهم و احساسمحور دیده میشود که در آن از رنج و خسارت سخن گفته میشود، اما مسئولیت عامل اصلی بحران بهدرستی روشن نمیگردد؛ این نوع بیان، هرچند ممکن است در ظاهر، انسانی و همدلانه به نظر برسد، اما در عمل میتواند افکار عمومی را از فهم دقیق مسئله دور کند و زمینه را برای تحریف واقعیت فراهم سازد.
این جامعهشناس تاکید کرد که در چنین موقعیتی، باید صریح، روشن و مسئولانه سخن گفت؛ باید هم از مردم و منافع ملی دفاع کرد و هم عاملان تعرض، خشونت و برهمزنندگان امنیت را بدون ابهام محکوم نمود. او اظهار داشت: جامعهای که در شرایط فشار خارجی قرار دارد، اگر دچار چندصدایی مخرب، بدبینی متقابل و اتهامزنیهای فرساینده شود، ناخواسته به سمت تضعیف ظرفیت دفاعی و اجتماعی خود حرکت میکند؛ اما اگر گفتوگو، همبستگی، انصاف و مسئولیتپذیری در آن تقویت شود، حتی سختترین بحرانها نیز میتوانند به فرصتی برای بازسازی اعتماد و بازتعریف منافع ملی تبدیل شوند.
دکتر سجاد بهرامی گفت: یکی از خطاهای رایج در تحلیل شرایط بحرانی این است که برخی تصور میکنند وحدت ملی تنها زمانی شکل میگیرد که همه دقیقاً یک چیز بگویند یا یکصدا باشند؛ در حالی که از منظر جامعهشناسی، وحدت پایدار بیشتر به معنای توانایی یک جامعه برای مدیریت اختلافها بدون فروپاشی اعتماد است.
وی ادامه داد: اگر جامعهای بتواند همزمان چند سطح از تفاوت را در خود بپذیرد ــ تفاوتهای سیاسی، قومی، مذهبی، نسلی و حتی سلیقهای ــ اما همچنان حول یک هسته مرکزی از منافع عمومی، امنیت ملی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی باقی بماند، آنگاه میتوان گفت به بلوغ اجتماعی نزدیک شده است.
این کارشناس مسائل اجتماعی بیان کرد: در تحلیل بحرانهای امروز، باید به این نکته توجه کرد که دشمنان بیرونی اغلب از شکافهای درونی تغذیه میکنند؛ یعنی هر جا بیاعتمادی، شایعه، تحقیر متقابل، حذف اجتماعی یا بیعدالتی وجود داشته باشد، همانجا امکان نفوذ و بهرهبرداری بیشتر میشود. بنابراین، برخورد با تفرقهافکنان فقط یک مسئله امنیتی نیست، بلکه بخشی از سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی نیز هست، زیرا تفرقهافکنی در نهایت به فرسایش همدلی، تخریب گفتوگو و کاهش تابآوری جامعه منجر میشود.
بهرامی افزود : نباید فراموش کنیم که مردم، بیش از آنکه به شعارهای بزرگ اعتماد کنند، به رفتارهای واقعی اعتماد میکنند؛ اگر در توزیع امکانات، در اطلاعرسانی، در نحوه مواجهه با بحران و در رعایت عدالت اجتماعی، تناقض و تبعیض دیده شود، حتی پرشورترین فراخوانها برای وحدت نیز اثر محدودی خواهند داشت. وی ادامه داد: وحدت بدون عدالت، شبیه ساختمانی است که نمایی زیبا دارد اما پیِ آن سست است؛ در نخستین فشار، فرومیریزد. از همین منظر، تاکید بر مجازات یا مهار تفرقهافکنان باید با تقویت آموزش عمومی، ارتقای سواد رسانهای، مسئولیتپذیری نخبگان، و افزایش شفافیت همراه باشد تا جامعه بتواند میان نقد خیرخواهانه و اقدام مخرب تمایز قائل شود.
ایشان خاطر نشان کردند: در شرایطی که کشور با تهدیدهای بیرونی یا جنگ روانی مواجه است، لازم است نهادهای فرهنگی و رسانهای به جای تولید هیجانهای مقطعی، بر تقویت عقلانیت، آرامش اجتماعی، همدلی و امید واقعی تمرکز کنند؛ زیرا جامعهای که امید خود را از دست بدهد، توان مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد و در همین چارچوب، روشنگویی درباره عاملان اصلی بحران و پرهیز از کلیگوییهای مبهم درباره خشونت و خسارت، یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی است؛ چرا که مردم حق دارند بدانند چه کسی آغازگر تنش بوده، چه کسی به تخریب دامن زده، و چه کسانی از شکافها سود میبرند.
به باور وی، هرگاه این آگاهی با مشارکت مردمی، گفتوگوی ملی و توزیع عادلانه هزینهها همراه شود، امکان عبور از بحران بسیار بیشتر خواهد شد؛ اما اگر جامعه در فضای سرزنش متقابل، برچسبزنی و بیاعتمادی گرفتار شود، بحران نهتنها حل نمیشود بلکه لایههای عمیقتری از گسست اجتماعی را ایجاد خواهد کرد.
دکتر سجاد بهرامی گفت: در جمعبندی نهایی باید تاکید کرد که وحدت ملی، یک پروژه احساسی یا کوتاهمدت نیست، بلکه فرایندی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که نیاز به مراقبت مداوم دارد. بر اساس مباحث مطرحشده در پژوهشها و گزارشهای معتبر اجتماعی، از جمله مطالعات مربوط به انسجام اجتماعی در زمان بحران، روشن است که اعتماد، مشارکت، عدالت و شفافیت چهار ستون اصلی تابآوری جامعهاند و هرگاه یکی از این ستونها آسیب ببیند، کل سازه اجتماعی در معرض فرسایش قرار میگیرد. از این رو، امروز بیش از هر چیز باید با زبان مسئولیت، از کشور، مردم، امنیت و آینده دفاع کرد و در عین حال اجازه نداد که تفرقهافکنی، بیاخلاقی رسانهای یا بهرهبرداری سیاسی از رنج مردم، جای منافع ملی را بگیرد.
این جامعهشناس مطرح کرد: دفاع از وحدت ملی به معنای دفاع از حقیقت نیز هست؛ یعنی باید با صراحت گفت چه کسی متجاوز است، چه کسی مردم را در معرض خطر قرار داده، و چه کسانی با روایتسازی نادرست، واقعیت را مخدوش میکنند.
در نهایت، جامعهای موفق خواهد بود که هم در برابر دشمن بیرونی ایستادگی کند و هم در درون خود، راه گفتوگو، انصاف، قانونمداری و همبستگی را زنده نگه دارد؛ زیرا تفرقه، بزرگترین سرمایه هر جامعه را میسوزاند و آن سرمایه چیزی جز اعتماد عمومی نیست.
دکتر سجاد بهرامی در پایان خاطرنشان کرد: اگر قرار است از این پیچِ تاریخی عبور کنیم، باید به جای هیجانهای مقطعی، بر عقل جمعی، همبستگی واقعی، مدیریت مسئولانه و برخورد قانونی با عوامل آشوب و اختلاف تکیه کنیم؛ چون آیندهای امن، فقط بر پایه وحدت آگاهانه و عدالتمحور ساخته میشود، نه بر پایه سکوت تحمیلی یا همصدایی تصنعی. و امروز زمان آن است که همه جریانهای مسئول، نخبگان فرهنگی، رسانهها و کنشگران اجتماعی در یک جهت مشترک حرکت کنند؛ یعنی حفظ ایران، حمایت از مردم، صیانت از آرامش اجتماعی و ایستادگی در برابر هرگونه تفرقهافکنی، زیرا هر اندازه جامعه منسجمتر و آگاهتر باشد، امکان سوءاستفاده دشمنان و بروز بحرانهای داخلی کمتر خواهد شد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0