تاریخ انتشار : شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱:۲۴
کد خبر : 1305

بهرامی: مسئولان محترم! لااقل دلیلِ «توضیح ندادنتان» را توضیح دهید!

بهرامی: مسئولان محترم! لااقل دلیلِ «توضیح ندادنتان» را توضیح دهید!
دکتر سجاد بهرامی، جامعه‌شناس و کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی، در تحلیل تازه خود درباره پدیده «سکوت نهادی» و پیامدهای آن بر افکار عمومی، گفت: آنچه امروز بیش از هر چیز جامعه را آشفته می‌کند، نه فقط خود رویدادها، بلکه نبود روایت معتبر، نبود توضیح، و نبود چراییِ تصمیم‌ها است.

به گزارش رویداد روز، وی بیان کرد: در بسیاری از مقاطع حساس، جامعه نه به‌دنبال دانستن رازهای امنیتی است و نه انتظار دارد جزییات محرمانه در اختیارش گذاشته شود؛ آنچه جامعه را می‌فرساید، بی‌خبری مطلق و «بی‌دلیلیِ سکوت» است؛ وضعیتی که بستر رشد شایعه، اضطراب عمومی و بی‌ثباتی روانی را فراهم می‌کند.

او ادامه داد: تجربه‌های تاریخی نشان داده که سکوت طولانی نهادهای رسمی، همیشه توسط روایت‌های بیرونی و غیررسمی پر می‌شود. جامعه از حقیقت تهی نمی‌ماند؛ بلکه حقیقت را در جایی جست‌وجو می‌کند که دسترس‌پذیر است، حتی اگر آن منبع غیرمعتبر یا تحریک‌آمیز باشد. از این رو، سکوت نهادهای رسمی نه یک «بی‌کنشیِ خنثی»، بلکه یک کنش مخرب اجتماعی است؛ کنشی که اجازه می‌دهد اضطراب، شایعه، دوگانه‌سازی‌های احساسی و روایت‌های هیجانی جایگزین تحلیل‌های عمیق شوند.

دکتر بهرامی گفت: در علم جامعه‌شناسیِ ارتباطات، سکوت نهادها در شرایط بحرانی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مولدهای ابهام جمعی شناخته می‌شود. او توضیح داد: جامعه برای حفظ ثبات روانی، به «چارچوب‌بندی» نیاز دارد؛ یعنی مجموعه‌ای از گفته‌ها، توضیح‌ها و تبیین‌ها که رویدادهای پیرامون را معنا کند. اگر این چارچوب‌بندی توسط نهادهای رسمی ارائه نشود، مردم خود به خلق چارچوب‌های موازی می‌پردازند؛ چارچوب‌هایی که غالباً هیجانی، ناقص، غیردقیق و در بسیاری از موارد، تهدیدزا هستند.

وی ادامه داد: سکوت طولانی در سطح نهادی، همانند گذاشتن جامعه در اتاقی تاریک است؛ در تاریکی، انسان هر صدایی را بزرگ‌تر از واقعیت می‌شنود، هر سایه‌ای را تهدیدآمیزتر تصور می‌کند و ذهن برای پر کردن خلأ، داستان‌هایی تولید می‌کند که تنها بخشی از آن بر واقعیت استوار است. بنابراین، «سکوت» به‌ظاهر بی‌خطر، در عمل یک ابزار تولید نگرانی است.

دکتر بهرامی تصریح کرد: فرسایش اعتماد اجتماعی معمولاً نتیجه چند دهه عملکرد نادرست نیست؛ گاهی تنها چند هفته **ابهام ارتباطی** کافی است تا جامعه احساس کند صدایش شنیده نمی‌شود و جایگاهش در معادلات تصمیم‌گیری، کم‌رنگ یا حتی نادیده گرفته شده است. او افزود: اعتماد اجتماعی بر سه پایه بنا می‌شود: پیش‌بینی‌پذیری، شفافیت و پاسخ‌گویی. اگر این سه پایه لرزش پیدا کند، حتی تصمیم‌های درست نیز برای مردم دست‌نیافتنی، نامفهوم و ناپاسخ‌گو به نظر می‌رسند.

وی توضیح داد: نهادهای رسمی ممکن است سکوت خود را «مصلحت» بدانند؛ اما مصلحتی که توضیح داده نشود، برای جامعه به «ابهام»، «بی‌توجهی» و «پنهان‌کاری» تعبیر می‌شود. مردم انتظار ندارند همه‌چیز آشکار شود؛ انتظار دارند حداقل بدانند چرا قرار است چیزی آشکار نشود.

این جامعه‌شناس گفت: در یک رابطه سالم بین جامعه و نهادهای رسمی، «حق دانستن» به‌معنای حق دسترسی به تمام جزئیات نیست؛ بلکه به‌معنای حق دانستن منطق تصمیم‌هاست. وی اضافه کرد: اگر نهادی نمی‌تواند درباره یک رویداد توضیح دهد، باید حداقل دلیل ناتوانی‌اش را بیان کند؛ یعنی تعریف کند که چرا توضیح دادن در این مقطع به صلاح نیست، چه پیامدهای احتمالی دارد و چه زمانی امکان توضیح فراهم خواهد شد.

او ادامه داد: سکوت بدون توضیح، جامعه را در وضعیتی قرار می‌دهد که میان «خودِ رویداد» و «برداشت‌های پیرامونی» گیر می‌کند. در چنین وضعیتی، ذهن جمعی همواره به‌سمت سناریوهای بدبینانه و تهدیدآمیز حرکت می‌کند.

دکتر بهرامی گفت: در شرایطی که شبکه‌های اجتماعی با سرعتی غیرقابل کنترل روایت می‌سازند، سکوت نهادهای رسمی به‌معنای واگذاری کامل میدان روایت‌سازی به منابع ناشناس است. او افزود: هر جامعه‌ای در لحظات حساس، نیازمند حضور فعال نهادی است؛ حضوری که نه از مسیر اطلاع‌رسانی افراطی، بلکه از مسیر ارتباطات هوشمند، زمان‌مند و انسانی شکل می‌گیرد.

وی بیان کرد: مردم امروز تنها به دنبال «خبر» نیستند؛ آنها به دنبال «اطمینان» هستند. اطمینان نیز
بهرامی: نه از تعداد کلمات، بلکه از صداقت در گفت‌وگو، وضوح در بیان و پیوستگی در ارتباط تولید می‌شود.

دکتر سجاد بهرامی تصریح کرد: کنترل اطلاعات ممکن است در کوتاه‌مدت از انتشار هیجان جلوگیری کند، اما در بلندمدت باعث انباشت پرسش‌هایی می‌شود که یک روز به شکل فوران اجتماعی بروز می‌یابد. او افزود: نهادهایی که تصمیم می‌گیرند «چیزی نگویند»، باید بدانند که جامعه این سکوت را «بی‌دلیلی» تلقی می‌کند و بی‌دلیلی در ذهن مردم برابر با «بی‌توجهی» یا «پنهان‌کاری» است.

وی تأکید کرد: جامعه از این‌که برخی اطلاعات به‌دلیل مصالح کشور منتشر نمی‌شود، نه‌تنها نگران نیست، بلکه آن را درک می‌کند. نگرانی مردم از این است که نمی‌دانند چرا سخنی گفته نمی‌شود. این تفاوت کوچک، آثار بزرگ اجتماعی دارد.

او ادامه داد: وقتی علت سکوت بیان نشود، مردم نمی‌دانند سکوت ناشی از «احتیاط» است یا «سردرگمی»؛ از «مصلحت» است یا «بی‌تدبیری». و همین ندانستن، روان جمعی را فرسوده می‌کند.

دکتر بهرامی گفت: توئیتر، کانال‌ها و جریان‌های رسانه‌ای سریع، برای اقناع افکار عمومی داخلی طراحی نشده‌اند؛ این فضاها محیط‌هایی هیجانی‌اند که در آن‌ها روایت‌ها نه با هدف آگاهی‌بخشی، بلکه با هدف جلب توجه و خلق موج منتشر می‌شوند. بنابراین، استفاده از رسانه‌های کوتاه‌متن، آن هم به‌عنوان تنها منبع ارتباط رسمی، نه تنها کمک نمی‌کند، بلکه **خلأ روایی را عمیق‌تر** می‌سازد.

● مسئولان محترم! جامعه را با سکوت تنها نگذارید …

او در پایان بیان کرد: مردم از مسئولان انتظار معجزه ندارند؛ انتظار معادله‌ای ساده دارند:
اگر توضیح نمی‌دهید، حداقل بگویید چرا.
اگر روایت نمی‌کنید، حداقل بگویید چه زمانی خواهید گفت.
اگر سکوت را صلاح می‌دانید، حداقل چراییِ این صلاح را توضیح دهید.

وی تأکید کرد: این حداقلِ ارتباط انسانی بین نهاد و جامعه است؛ ارتباطی که اگر برقرار نشود، جامعه خود به تولید روایت می‌پردازد و این روایت‌ها الزاماً سازنده نخواهند بود.

مطالب نوشته‌شده در این مقاله برگرفته از نظرات شخصی نویسنده است و موضع رسمی این سایت خبری را منعکس نمی‌کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.